نفت ما | آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی 21 دی 1400 ساعت 15:39 https://www.naftema.com/note/143073/کارگران-کشته-نان-ایم -------------------------------------------------- مرثیه ای برای فوت کارگر پتروشیمی شازند؛ عنوان : ما کارگرانِ کشته نان ایم! مرضیه حسینی -------------------------------------------------- مطالبه بهبود و ترمیم دستمزد، عمری به درازای صنعت و شکل گیری اولین صنایع در ایران دارد. در طول تاریخ کار و کارگری ایران به ویژه در حوزه نفت و پتروشیمی، کارگران به اشکال مختلف گفته اند که ما انسانیم، ماشین نیستیم! ماشین ها احساس ندارند، خسته نمی شوند، به فکر اجاره ماه بعد نیستند، زندگی شان به مساعده کارفرما بستگی ندارد! متن : تا به حال افتادن شاه توت را ديده اي!؟/ كه چگونه سرخي اش را با خاك قسمت مي كند/ هیچ چیز مثل افتادن درد آور نیست!/ من كارگر هاي زيادي را ديده ام/ که وقتی می افتند، شاه توت می‌شوند مردی که با هزار روزنه در پیراهنش به خانه می آید یکی شان از بلندی می افتد و آن یکی دستش لای چرخ دنده های دستگاه جا می ماند و دیگری خفه می شود از بس گاز سمی خطرناک تنفس کرده. کارگران را می گویم، همان بی نام و نشان هایی که جانشان را به خاطر آنچه «مسائل ایمنی» نامیده می شود از دست می دهند و آب از آب تکان نمی خورد! کارگری می می میرد، کمیته ای برای یافتن مقصر تشکیل می شود و در نهایت اعلام می کنند که مقصر خود کارگر بوده که به اندازه کافی ایمنی کار را رعایت نکرده، او می میرد و زن و بچه اش گرسنه می مانند و هیچ کس نمی پرسد آیا امکاناتی که در اختیار داشته برای کار در مناطق بسیار پرخطر پتروشیمی و نفتی کافی بوده یا نه، کمیته حقیقت یاب از کارفرما و پیمانکار نمی پرسد که چند سال از عمر تجهیزات ایمنی که در اختیار کارگر بوده گذشته است؟  من نمی دانم این «مسائل ایمنی» که می گویند علت مرگ کارگرهاست دقیقا چه جور مسائلی اند، اما خوب می دانم مرد آچار بدستی که سه بچه و بدهی و اجاره خانه و دیابت دارد، برای بستن پیچی در ارتفاع چند ده متری، یا کار با دستگاه های حساس و پرخطر، به اندازه کافی تمرکز حواس ندارد و ممکن است با کوچکترین اشتباه جانش را از دست بدهد. من کارگر جوشکاری را می شناسم که غم نان امانش را بریده، حقوق اندکش کفاف تامین جهیزیه دختر و هزینه های درمان پسرش  را نمی دهد، او غمگین و عصبی است و برای درست انجام دادن کارش به اندازه کافی دلخوشی ندارد، برای همین است که هر شب با چشمانی سرخ و پیراهنی که پر است از سوراخ های ریز و درشت به خانه می رود. غم نان مطالبه ای به بلندای تاریخ سالانه بیش از هزار کارگر در بخش ها و صنایع مختلف به دلیل ناایمنی شرایط کار و یا رعایت نکردن مسائل ایمنی جانشان را از دست می دهند. کار در فضاها و محیط های پر خطر، از ساختمان ها و آسمان خراش ها گرفته تا صنایع پتروشیمی و پالایشگاه ها، ویژگی مشترک تمام کارگرها در بخش های مختلف است. آنها اما اشتراکات دیگری نیز دارند، غم نان و مشکلات معیشتی وجه اشتراک کارگرها در صنایع مختلف از جمله نفت و پتروشیمی است. در سال 99 و سال جاری، شاهد اعتراضات و اعتصابات کارگران نفت و پتروشیمی در مناطق مختلف کشور بودیم؛ اعتراض به پایین بودن دستمزد‌ها و نامناسب بودن شرایط کاری فصل مشترک تمام اعتصابات کارگری بوده، این اعتراضات صنفی و مسالمت‌آمیز به کارزاری سراسری برای دستیابی به مطالبات برحق معیشتی تبدیل شده است. کارگران معترض، خواهان افزایش دستمزد متعارف خود هستند.  ما ماشین نیستیم! مطالبه بهبود و ترمیم دستمزد، عمری به درازای صنعت و شکل گیری اولین صنایع در ایران دارد. در طول تاریخ کار و کارگری ایران به ویژه در حوزه نفت و پتروشیمی، کارگران به اشکال مختلف گفته اند که ما انسانیم، ماشین نیستیم! ماشین ها احساس ندارند، خسته نمی شوند، به فکر اجاره ماه بعد نیستند، زندگی شان به مساعده کارفرما بستگی ندارد! حالا که انسانیم و شهروند، باید از حق و حقوق انسانی و شهروندی برخوردار باشیم، داشتن حداقلی از زندگی و معیشت حق انسانی و شهروندی هر ایرانی است، کارفرماها در هر عصر و زمانه ای اما به پشتوانه قوانین شورای عالی کار، لابی های قدرتمند خود در لایه ها و سطوح مختلف سیاسی و پول، از تحقق مطالبات کارگران سر باز زده اند. نتیجه تداوم نابرابری و وخامت شرایط معیشت کارگران، چیزی جز خودکشی ناشی از درماندگی، مرگ حین کار به دلایل ایمنی و مرگ تدریجی به خاطر فقر نیست.  کارگران و حتی مهندسان متخصص، توانمند و متعهد که بار اصلی اداره صنعت نفت و پتروشیمی کشور بر دوش آنان است، به ویژه با ورود پیمانکاران، امنیت شغلی خود را از دست داده و در موارد زیادی از قرارداد دائم کار محروم اند؛ آنها همچنین با تبعیض  و سرکوب مزدی شدیدی مواجه اند. این مساله کلی، یعنی غم نان و دشواری معیشت به دغدغه اصلی کارگران و کارکنان صنعت تبدیل شده است. بدیهی است، در شرایطی که نیروی کار به دلیل پایین بودن دستمزد، قادر به اداره خود و خانواده اش نیست، افقی از آرزومندی در برابر خود نمی بیند و مدام با احساس یاس و درماندگی دست و پنجه نرم می کند، تمرکز و اشتیاق کافی برای انجام کار ندارد، نتیجه این وضعیت اسفباری که بر نیروی کار حاکم است، چیزی جز کاهش بهروه وری، فرسودگی نیروی کار و مرگ حین کار نیست.