۳
۱۳
plusresetminus
تاریخ انتشارشنبه ۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۰
کد مطلب : ۱۷۹۲۶۳
قسمت دوم؛ استاد دانشگاه شریف در گفت‌وگو با «نفت ما» تبعات انسداد گذرگاه خلیج فارس را بررسی می‌کند

صدسال بی‌اعتمادی به ایران، نتیجه بستن تنگه هرمز

شکوفه حبیب‌زاده / نفت ما
اختلال و تلاش برای بستن تنگه هرمز ازسوی جمهوری‌اسلامی از یک‌طرف و حملات گسترده و تلافی‌جویانه ایران در پاسخ به در اختیار قرار دادن خاک کشورهای همسایه به‌عنوان پایگاه‌های حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، هر دو بهانه‌‌ای است برای آنکه آینده ایران تا اندازه نامشخصی تحت تأثیر قرار گیرد. هاشم اورعی، استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف در بخش دوم گفت‌وگو با «نفت ما» می‌گوید این حملات سبب می‌شود تا کشورهای منطقه تا حداقل صدسال آینده به ایران اعتماد نکنند.
صدسال بی‌اعتمادی به ایران، نتیجه بستن تنگه هرمز
به گزارش «نفت ما»، او برآورد می‌کند که احتمالا این روسیه است که مشاوره‌های اشتباهی به تصمیم‌گیران کشور می‌دهد که درنهایت بتواند منافع خود را از این جنگ خانمان‌سوز در عرصه انرژي تأمین کند. واضح است که تنها برنده این جنگ، روسیه‌ای است که با دوری از تنگه هرمز و به سبب افزایش قیمت نفت، توانست بدون اینکه در روی صحنه کاری کند، تحریم‌های نفتی‌اش را لغو کند و احتمالا در آینده باوجود اختلاف‌نظر با آمریکا، ایالات‌متحده و اروپا بیشتر روی این کشور حساب باز خواهند کرد، زیرا به خطر افتادن امنیت انرژی در تنگه هرمز تا اندازه‌ زیادی موجب شده تا فکر جایگزین، در ذهن مشتریان نفت در جهان ایجاد شود. ازسویی خطراتی که جزایر سه‌گانه و خارک را تهدید می‌کند نیز، ازجمله مواردی است که اورعی نسبت به آنها هشدار می‌دهد و تأکید می‌کند که باید تصمیم‌گیران در این روزها، این نکات را حتما در تصمیمات خود لحاظ کنند. شرح این گفت‌وگو را در ادامه خواهید خواند.
 
از نظر شما اختلال در رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه هرمز که به‌عنوان یک اهرم سیاسی ازسوی جمهوری‌اسلامی به کار گرفته شده و امنیت انرژي در جهان را متأثر کرده، از منظر حقوقی و عرفی در جهان چگونه تعبیر می‌شود و چه نتایجی را به‌دنبال خواهد داشت؟

به عقیده من، جمهوری‌اسلامی نمی‌تواند به‌طور کامل تنگه هرمز را ببندد، زیرا آمریکا در حال برنامه‌ریزی است و از کشورهای دیگر کمک گرفته تا با اسکورت کشتی‌ها، عبور از تنگه هرمز را امن کند. مهم‌تر از آن، آیا صلاح ایران است که تنگه هرمز را ببندد؟ به عقیده من، از زمانی‌که جمهوری‌اسلامی سعی در بستن و ایجاد اختلال در تنگه هرمز کرد و بحث عوارض را مطرح کرد، دیگر جهان برای تأمین انرژی خود از تنگه‌هرمز، به ایران اعتماد نخواهد کرد. همانگونه که کشورهای اروپایی پس از حمله روسیه به اوکراین دیگر به مسکو اعتماد نکردند و به فکر جایگزین افتادند. همین اکنون هم عربستان و امارات به فکر راه جایگزین برای رساندن نفت به دست مشتریان خود افتاده‌اند. همه این اتفاقات دست به دست هم می‌دهد و اهمیت تنگه‌هرمز را به‌عنوان یک گذرگاه آبی مهم به‌مرور زمان به‌شدت کاهش می‌دهد. از طرفی اقدام کنونی جمهوری اسلامی، اقدامی است که با مذاق جهان هماهنگ نیست، بنابراین این اقدام ایران، برگ برنده‌ای به دشمنان (در وهله اول آمریکا و اسرائيل و در وهله بعدی کشورهای عربی منطقه) می‌دهد که جمهوری‌اسلامی را به‌عنوان یک دولت غیرقابل اعتماد مطرح کنند. پیش‌درآمد آن را در جلسه اخیر شورای امنیت با محور ایران شاهد بودیم که حتی روسیه و چین به نفع ایران رأی ندادند و با رأی ممتنع، اجازه دادند که اقدام جمهوری‌اسلامی برای بستن تنگه‌هرمز محکوم شود. درحالی‌که حمله آمریکا و اسرائيل به ایران هرگز محکوم نشد. این اقدامات پیش‌درآمدی است برای آنکه حق‌وحقوق مسلم ایران با کمال تأسف در آینده از بین برود. اقدام ایران، طوری در جهان عنوان می‌شود که گویی این ایران است که حمله را آغاز کرده و واکنش نیست و به همین دلیل در آینده خطرات پرشماری وجود دارد.
 
از نظر شما چه خطرات احتمالی ممکن است به‌عنوان تبعات تلاش جمهوری‌اسلامی در انسداد تنگه هرمز برای ایران رخ دهد؟
 
متأسفانه تبعات ناگواری برای آینده ایران با این اقدام ممکن است رخ دهد که باید فکری به حال آن کرد. حمله به تأسیسات نفتی در خارک و حتی سناریوی اشغال خارک در آینده دور از انتظار نیست. دلیل آنکه آمریکا هنوز به‌طور جدی، حمله به تأسیسات نفتی ایران را در پیش نگرفته، آن است که روی روزی حساب می‌کند که با ایران روابط دوستانه داشته باشد و در این صنعت، سرمایه‌گذاری کند. اما اگر ببیند که روند پاسخگویی ادامه‌دار است، دیگر ابایی از حمله به تأسیسات نفتی نخواهند داشت و در پی آن خارک نیز در خطر جدی قرار می‌گیرد. دومین مورد مهمی که باید به آن توجه داشته باشیم، با کمال تأسف ممکن است در پی حملات تلافی‌جویانه ایران و زمینه‌سازی دشمنان، تلاش کنند کند جزایر سه‌گانه را از قیمومیت ایران خارج کنند. همانگونه که امارات نیز در نشست شورای امنیت بر این نکته تأکید کرد. قطعنامه‌ای که در شورای امنیت علیه ایران صادر شد می‌تواند زمینه‌ساز آن باشد که در سازمان ملل عنوان شود که ایران صلاحیت داشتن مالکیت این جزایر را ندارد، زیرا از این پایگاه‌ها قصد کنترل آبراه تنگه هرمز را در اختیار گرفته است و این به صلاح اقتصاد جهانی نیست. بنابراین معتقدم ممکن است اقداماتی مانند بستن تنگه هرمز برای مدت کوتاهی نتایج تقریبا مثبت کوتاه‌مدت داشته باشد، اما قطعا در بلندمدت به زیان کشور تمام خواهد شد.
ازسویی حملاتی که به کشورهای عربی شده سبب می‌شود کشورهای منطقه تا حداقل صدسال آینده به ایران اعتماد نکنند. به عقیده من، بوی نفوذ روسیه در میان این تصمیم‌گیری‌ها به مشام می‌رسد؛ روسیه به دنبال افزایش قیمت نفت و بازپس‌گیری سهم خود است و بعید نیست که به تصمیم‌گیران در این مقطع، مشاوره‌های اشتباه دهد. ازسویی این اقدامات درنهایت به‌عنوان برگ برنده‌ای برای اسرائيل خواهد بود، زیرا بر این اساس، آنها ایران را کشوری عنوان می‌کند که امنیت منطقه را به خطر می‌اندازد و متأسفانه چنین نگاهی را در جلسه شورای امنیت هم شاهد بودیم.
 
با این اوصاف، چشم‌انداز انرژی ایران را چگونه می‌بینید؟ باید منتظر چه اتفاقاتی باشیم؟
 
اگر جنگ به همین روش ادامه پیدا کند و ما به موفقیت قابل‌توجهی دست پیدا نکنیم و ایران هم به بستن تنگه هرمز اصرار ورزد، آمریکا به‌طور قطع حمله به تأسیسات نفتی در خارک و سایر نقاط کشور را در دستور کار قرار خواهد داد و توان صادراتی ما به‌ویژه در خارک که ۹۰درصد صادرات ایران از این نقطه انجام می‌شود، تحت تأثیر جدی قرار می‌گیرد. جنگ صفر و صد نیست، اینگونه نیست که زمان پایان جنگ‌ها مشخص باشد و مرحله‌به‌مرحله جلو می‌روند. حال اگر آمریکا یک پله جلوتر رفته و تصمیم به قلع‌وقمع تأسیسات نفتی در خارک بگیرد، صادرات از بین خواهد رفت و در بهترین حالت، می‌توانیم نیاز داخل را تأمین کنیم. حال که پارس‌جنوبی نیز مورد حمله قرار گرفته، به نظر می‌رسد که ممکن است تأمین نیازهای داخلی نیز در ادامه این روند، متأثر شود. اقتصاد ایران در حال حاضر نمی‌تواند بدون صادرات سوخت‌های فسیلی تاب بیاورد و بدین ترتیب وضعیت اقتصادی کشور بسیار بدتر خواهد شد.
اگر جنگ پایان یابد و آتش‌بس رخ دهد، درست برعکس خواهد بود. هرچند ما در حال حاضر به لحاظ فنی توان افزایش صادرات را نداریم، اما بهترین حالت آن است که به همین منوال، صادرات ادامه پیدا کند، اما این سناریو خیلی خوش‌بینانه است. دلیل آن هم این که حتی اگر به تأسیسات نفتی آسیبی نرسد، تنگه هرمز هم باز باشد، آمریکا ترجیح می‌دهد روسیه سهم بیشتری در بازار نفت داشته باشد تا جمهوری‌اسلامی و به نظر نمی‌رسد که سهم ایران در عرصه انرژی افزایش پیدا کند و در واقع جایگاه ایران در تأمین انرژی جهان، کاهشی خواهد بود. اگر نبازیم یا ببریم، شیب کاهش کمتر خواهد بود، اما اگر ببازیم، شیب بسیار تند خواهد بود.
ازطرفی نگاه آمریکا به ایران شبیه نگاه او به ونزوئلا نیست. دلیل دوم امریکا برای حمله به ایران، پس از ایجاد محدودیت بر چین، حضور در بازار جذاب اقتصاد ایران است. یکی از بخش‌هایی که آمریکا می‌تواند در آن سرمایه‌گذاری گسترده‌ای کند و پنجاه سال عقب مانده، صنعت نفت ایران است.
آمریکا در صورت ورود به صنعت نفت ایران، دو اقدام را در دستور کار قرار می‌دهد؛ نخست، سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران و دوم، ایجاد فرصت برای ایران تا جایگاه خود را در بازار جهانی نفت بازپس بگیرد و ارتقا دهد. آن زمان، ایران بیش از روسیه برای آمریکا دارای اولویت خواهد بود، زیرا سود آمریکا هم (‌به‌دلیل سرمایه‌گذاری در صنعت نفت) در صادرات نفت ایران خواهد بود.
 
اشاره به ونزوئلا کردید. برخی این نکته را مطرح می‌کنند که آمریکا چشم به صنعت نفت ایران دارد تا مانند ونزوئلا، مالکیت صنعت نفت کشور را در دست بگیرد. نظر شما در این باره چیست؟
 
نه اینطور نیست. علت اینکه شرکت‌های آمریکا ادعای مالکیت صنعت نفت ونزوئلا را دارند، آن است که در صنعت نفت ونزوئلا سرمایه‌گذاری‌های کلان کردند، اما با ورود هوگو چاوز، این سرمایه‌گذاران را از این کشور بیرون کرده و سرمایه‌هایشان را هم به آنها بازنگردانده است و به تعبیری اموال سرمایه‌گذاران آمریکایی را مصادره کرده‌اند. حالا شرکت‌های نفتی آمریکایی می‌گویند سرمایه‌های ما در ونزوئلاست، بنابراین مالکیت آن نیز با ماست و سهم مشخصی هم به ونزوئلا پرداخت می‌کنیم. درست شبیه به آنچه پیش از ملی شدن صنعت نفت در ایران مطرح بود و انگلستان، صنعت نفت ایران را در اختیار داشت و درصدی از درآمد آن را به دولت پرداخت می‌کرد و سپس در زمان مصدق، ادعایی مشابه ازسوی انگلستان مطرح شد. اما اکنون چنین ادعایی در مورد ایران مطرح نیست و شواهدی مبنی بر اینکه آمریکا ادعایی بر مالکیت ذخایر و منابع نفتی ایران داشته باشد، وجود ندارد و به نظر می‌رسد برای سرمایه‌گذاری در انواع مختلف مثل بیع متقابل و ... به ایران ورود خواهد کرد و بخشی از منافع را نیز طبق قرارداد به خود اختصاص می‌دهد.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی


دنیای سیاست دنیای منافع است فقط چند سال اگر منافعی وقدرت باشد برای اعتماد و ...کافی است چطور به اسرائیل اطمینان کرده‌اند
احتمال زیاد هم جناب اورعی انتظار داشتند که به کشورهای عربی شریک در حمله به ایران لاله هدیه بدیم!

هر بار این فرد پشت تریبون قرار می‌گیرن حرف از ضعف و بدبینی می‌زنند. چه در دانشکده برق شریف و چه در مصاحبه‌های خبری.
ایشون بر چه مبنایی این صد سال را گفته اند ؟
رشته تخصصی ایشون برق هست چرا باید در این زمینه از این آقا نظر خواست
❗️هاشمی اورعی با تخصص برق ، بار دیگه اثبات کرد که حتی اگر استاد تمام دانشگاه شریف باشی ولی در خارج از دایره ای که تخصص داری ، نظر بدی ، قطعا گند میزنی !
دلسوز
لطفا شان رسانه وزین نفت ما را با مصاحبه آدم های دوهزاری خراب نکنید
نفت ما رسانه وزین و تخصصی هستش که همیشه وجاهت خاصی داشته اینگونه مصاحبه ها در شان این رسانه نیست
اعتبار و‌قدمت این رسانه را زیر سوال میبرد متاسفانه
متخصص
الان که در شرایط جنگ هستیم از نفت ما انتظار داریم تحلیل های تخصصی در خصوص تبعات جنگ و اثرات ان بر قیمت جهانی نفت و‌پتروشیمی را منتشر کند
نشریه آرگوس را ورق بزنید تا تبعات جنگ بر قیمتهای نفت و محصولات پتروشیمی دستتان بیاید که جامعه جهانی چقدر از افزایش قیمتها متضرر شده اند
پدرام
در اینکه روسیه از این آب گل آلود ماهی میگیرد شکی نیست اما منافع ملی ما مهم است الان کشور ما درگیر جنگی نابرابر است که آغازگر آن اسراییل و آمریکا بوده اند و‌ مشخصا سعی دارند که خلیج فارس را از ایران جدا کنند ، نظر شما به عنوان بک ایرانی وطن پریت چیست؟!
دست روی دست بگذاریم تا ایران ویران و تکه تکه شود؟!
شکارچی جاسوسان موساد و خائنین وطن
حرف شما کاملا درست است .
در ادامه فرمایش شما بگم امثال همین آقای برقی هستند که با این حرف های تسنجیده و خارج از تخصص و فهم خودشون میان خوراک رسانه ای به شبکه های خبری معاند و گروه اپستین شغال کله زرد میدن
علی
واقعا این ویروس نظر دادن در مورد همه چیز و توهم دانای کل بودن در شریف خانمان سوز هست. به عنوان یک شریفی از این که استاد دانشگاهمون این مقدار بچگانه درباره موضوعی که چیزی ازش بارش نیست صحبت می‌کنه ناراحت و شرمندم!
شکارچی جاسوسان موساد و خائنین وطن
جدای عالم سیاست و دلیل این جنگ میخوام بگم حساب وطن فروش و خائن به کشور در هر کجای دنیا و هر دین و مذهبی مرتد ، مجازات مرگ و اعدام داره .
خطاب به اون وطن فروشان و خائنان وطن میگم که حتی حیف اون چاه فاضلاب که نعش شماهارو بخواد انداخت ، شما خائنان وطن رو باید بعد اعدام نعشتون رو به موشک بست فرستاد اسقاطیل .
همکاران من در جزیره خارک با شهامت و ایثار وایسادن پای کار شجاعانه کار میکنند هر کدام با دل شیر با وجود تهدید آمریکای جنایتکار تو دهنی زدن به رژیم محوس صهیونی و گروه اپستین .
در عین حال امثال بنده حقیر با دیگر همرزمان در ایست های بازرسی تهران مشغول شکار عوامل منحوس دشمن هستیم و این ایستادگی در کل شهرهای کشور در جریان است 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
حسن
میگن یه بنده خدایی کلا تو تفنگش یه گلوله داشت ،دزدا ریختن سرش به قصد کشت زدنش همه چیزشم بردن ، بعد که دزدا رفتن یکی گفت حداقل اون یه تیرتو در میکردی... گفت نگه داشتم برای روز مبادا....
آخه آقای مثلا استاد ... اگر الان ما جلوی آمریکا وا بدیم ، اصلا ایرانی میمونه که بخوان عربها بهش اعتماد کنند ،47 سال گذشته که تنگه باز بود ، تو جنگ عراق همشون به عراق کمک کردن... چی شد ، اون موقع هم مشکل تنگه بود ؟؟؟
امارات که 47 ساله داره جزیره جزیره می‌کنه ، 47 ساله تنگه بستس؟؟
اگر آمریکا می‌تونست تنگه رو باز کنه آنقدر بال بال نمیزد ...
خداوکیلی با چهار نفر مصاحبه کنید حداقل بدونن تنگه چیه.....
مهتاب
چندین مطلب سایت رو خوندم ، همگی ایجاد دلهره و نگرانی در دل ملت
خدا لعنت کنه هر چه ترسو بزدل که به اسم تحلیل چند سال ما رو معطل غرب و پیشرفت کردن الانم ستون پنجمن که امنیت ملی و بفروشیم که قراره فلان بشه
زنده باد ایران ،ننگ بر هر چی کارشناس نمای نادانه