۱۸
۱۱
plusresetminus
تاریخ انتشارچهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۷
کد مطلب : ۱۷۴۴۵۷

ایران، قربانی بوروکراسی و بی‌عملی

شیدا آریایی پور
ایران، قربانی بوروکراسی و بی‌عملی
ایران امروز در شرایطی قرار دارد که دیگر نمی‌توان همه مشکلات را به تحریم، دشمن یا طبیعت نسبت داد. کشور از درون فرسوده شده است؛ از مدیریتی که به جای حل مسئله، خود به بخشی از مسئله تبدیل شده است. نهادها و سازمان‌ها یکی پس از دیگری شکل گرفته‌اند، اما هیچ‌کدام نتوانسته‌اند نقش واقعی خود را در بهبود زندگی مردم ایفا کنند. نتیجه، حجم انبوهی از تصمیمات بی‌اثر، طرح‌های نیمه‌تمام و وعده‌هایی است که به جایی نمی‌رسد.
در نظام اداری ایران، هماهنگی وجود ندارد. هر ارگان ساز خودش را می‌زند. وزارتخانه‌ها و معاونت‌ها با بودجه‌های سنگین کار می‌کنند، اما اثر ملموسی از عملکردشان دیده نمی‌شود. دولت به جای کوچک شدن و چابک شدن، هر سال بزرگ‌تر و کندتر می‌شود. ساختار فعلی بیش از حد پرهزینه و کم‌بازده است و عملاً از مسیر خدمت به مردم خارج شده است.
در میان این نهادها، معاونت امور زنان و خانواده یکی از نمونه‌های بارز ناکارآمدی است. این معاونت با هدف ارتقای جایگاه زنان تشکیل شد، اما بعد از سال‌ها هنوز شاخص‌های اشتغال، امنیت شغلی، حمایت از مادران و برابری فرصت‌ها بهبود پیدا نکرده است. بیشتر فعالیت‌های آن محدود به همایش، نشست و گزارش‌های تکراری است که تأثیری در واقعیت جامعه ندارند. اگر قرار است نهادی فقط هزینه ایجاد کند بدون آنکه خروجی مشخصی داشته باشد، بهتر است ساختارش بازبینی یا منحل شود. از سوی دیگر، دفتر ریاست جمهوری و نهادهای وابسته به آن به یکی از پرخرج‌ترین و کم‌اثرترین بخش‌های دولت تبدیل شده‌اند. به‌جای برنامه‌ریزی و نظارت مؤثر، بخش زیادی از انرژی این دفتر صرف امور تشریفاتی، تبلیغاتی و سیاسی می‌شود. تعداد زیادی از مدیران، مشاوران و کارکنان در این ساختار مشغولند، اما تأثیر واقعی آن‌ها در اداره کشور محسوس نیست. این حجم از تشکیلات بدون خروجی ملموس، فقط باری اضافی بر دوش بودجه عمومی است. در همین زمان، مردم در استان‌هایی مانند خوزستان، با آلودگی هوا، بی‌آبی و بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنند. اصفهان شاهد خشکی زاینده‌رود است، ارومیه دریاچه‌اش را از دست داده، و پایتخت در بحران آب و آلودگی غرق شده است. در حالی که مردم با این واقعیت‌های تلخ روبه‌رو هستند، مسئولان همچنان درگیر برگزاری جلسات و ارائه آمارهای غیرواقعی‌اند. صدای مردم شنیده نمی‌شود، اما صدای وعده‌ها هر روز بلندتر میشود ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند اصلاح ساختاری است. باید با شجاعت بخش‌هایی از دولت که سال‌هاست کارایی ندارند، حذف یا ادغام شوند. مدیران ناکارآمد باید جای خود را به نیروهای متخصص و پاسخگو بدهند. کشور به ساختاری نیاز دارد که بر پایه شفافیت، تخصص و مسئولیت عمل کند، نه بر پایه شعار و روابط. مردم خسته‌اند از بی‌عملی و تکرار. آن‌ها دیگر به حرف اعتماد نمی‌کنند، به نتیجه نیاز دارند. بازسازی اعتماد عمومی فقط با اصلاح واقعی در درون دولت ممکن است. هر نهادی که بودجه می‌گیرد باید پاسخ دهد که خروجی آن چیست و در زندگی مردم چه تغییری ایجاد کرده است. تا زمانی که این شفافیت و پاسخگویی وجود نداشته باشد، فاصله میان مردم و دولت هر روز بیشتر می‌شود. ایران کشوری ثروتمند و با استعداد است، اما این ثروت در سایه بوروکراسی، تصمیمات اشتباه و بی‌نظمی اداری تلف می‌شود. اگر قرار است کشور دوباره ساخته شود، باید از همین نقطه آغاز کرد حذف تشریفات، اصلاح ساختار، و شنیدن صدای مردم. از خوزستان تا زاینده‌رود، از ارومیه تا تهران، همه فریاد یک چیز را می‌زنند: بس است از حرف، نوبت عمل است.

مشاور حقوقی و پژوهشگر اختصاصی نفت ما 
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی


حیف از این قلم رسا و امان از گوش ناشنوا
بی مفایتی و بی مسئولیتی آتشیه که دودش فقط سمت ملت رفته
کلام حق
مثل همیشه کامل و پر محتوا
فاطمه سهرابی
باسلام وتشکر
از مطلب دقیق وکارشناسانه که درمورد یک ارگان خاص ونامبرده مشکلات رابررسی کرده ودقیقا پیگیر روند کاری واجرایی هستند همینطور که درمتن اشاره شد درایران چیزی تحت عنوان پاسخ گویی وجودندادردواگر هم گاهی مبحثی از یک پژوهشگر یا خبرنگاران مطرح می شود بابی توجهی وحتی گاهی بابی ادبی ارگان هاومسوولین مواجه هستیم وهیچ ضمانت اجرایی برای هیچ یک از وظایف تعریف شده شان حتی وجود ندارد واگر ضمانت اجرایی نداشته باشیم طبعا نمی توان توقع عملکرد کارامد داشت
فرماندار اسبق
خانم اریایی پور انصافا موردی را گفته است که در عین درست بودن ولی مورد اغفال قرار گرفته و مصداقی که ایشان عنوان کرده مهم است معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری که امروز اصلا به وظایف ذاتی خود عمل نمی‌کند و خانم دکتر بدرستی اشاره نموده است
برباد رفته
اصل مطلب که صحیح است و به حق

حالا چرا بیاید جایی باشد امور زنان...؟؟
جایی که جمع شوند چطور جیب مردها خالی کنند🙃 غیبت کنند

مگر مردها آدم نیستن نیاز به امور ندارند
😃

از شوخی گذشته نهاد و سازمان که بیت المال و مالیات مردم را صرف گرد همایی و کنفرانس
کنند زیاد هست
لطفا شما لیست کنید
شیدا آریایی پور
سلام بر مردم شریف ایران

از عمق جانم از شما سپاسگزارم که همواره همراه و همدل من بوده‌اید. بسیاری از شما پرسیده‌اید چرا مدتی ننوشته‌ام، عزیزان دلم، هیچ اتفاقی نیفتاده است تنها این روزها، دل و جانم درگیر کارهای فراوان بود و تصمیم گرفتم کمی سکوت کنم و بی‌صدا در دل خود، نفس تازه کنم.
از محبت‌ها و مهربانی‌های شما سپاسگزارم، به‌ویژه مردم خوب شیراز و خوزستان، آن دیارهای نفت‌خیز که با عشق بی‌پایانشان همیشه مرا همراهی کرده‌اند. بسیاری از شما از خوزستان تماس گرفتید و خواستید درباره دردها و مشکلات این دیار بیشتر بنویسم، و با «نفت آنلاین» دوباره همکاری کنم.
از همینجا به شما قول می‌دهم، و می‌خواهم این وعده را در کانال «نفت ما» ثبت کنم: بیش از پیش درباره خوزستان و دردهای شما خواهم نوشت. اگر آقای قدیری اجازه دهند
خوزستان روزی عروس خلیج فارس بود و شایسته نیست که این مردم شریف این‌چنین درگیر دغدغه‌ها و رنج‌ها باشند. شما مردم عزیز، کانال «نفت ما» و همه همراهان من عضوی از خانواده من هستید. هر کاری از دستم برآید برایتان انجام خواهم داد. با شادی‌ها و غم‌های شما زندگی کرده‌ام و تک‌تک شما را از عمق قلب دوست دارم.
با احترام
پوریا زرشناس
تحلیل بسیار دقیق و درستی بود. آفرین! به نظر می‌رسد هسته اصلی مشکل، تبدیل شدن "مدیریت" به "خودِ مسئله" است. نهادهایی مانند معاونت زنان یا دفتر ریاست جمهوری، از "ابزار حل مسئله" به "مراکز هزینه‌زای بی‌خروجی" تبدیل شده‌اند. راه حل، نه تأسیس نهادهای جدید، بلکه اجرای یک "پروژه جراحی ساختاری" است: حذف یا ادغام نهادهای بی‌اثر و مشروط کردن بودجه هر دستگاه به "خروجی ملموس و قابل اندازه‌گیری" برای مردم. مردم دیگر به حرف نیاز ندارند؛ به نتیجه نیاز دارند.
عبدالرضا تمدن
مقاله رو خوندم و نمی‌تونم بیشتر از این با تحلیل شما موافق باشم. مسئله دیگه منابع نیست، بلکه "سیستم مدیریت ناکارآمد" هست که منابع رو هدر می‌ده.
نمونه‌هایی مثل معاونت زنان یا دفتر ریاست جمهوری فقط بخشی از یک ساختار بزرگ‌تر و ناکارآمد هستند. این نهادها بودجه می‌گیرند، جلسه می‌گذارند، گزارش می‌دهند، اما در نهایت هیچ تغییری در زندگی مردم ایجاد نمی‌کنند. راه حل واقعی یه "بازنگری ریشه‌ای" هست: مشروط کردن تمام بودجه‌ها به "نتایج قابل اندازه‌گیری". هر دستگاهی که نتواند اثربخشی خودش رو ثابت کند، باید حذف یا بازسازی شود. وقتی مسئولان در عمل پاسخگو نباشند، تنها چیزی که می‌ماند، وعده‌های تو خالیست.
پژمان
سلام آقای قدیری
ما از خواندن مقاله های خانم آریایی پور لذت می بریم
هم به زبان ساده صحبت می کنن و هم حرف دل مردم رو میزنن
ممنون از خانم آریایی پور
علی
مدیریتی که به جای حل مسئله، خود به بخشی از مسئله تبدیل شده است