به دلیل شدت گرفتن تحریمها، پول نفت در کشور ما بهمراتب کمتر از گذشته شده است و به همین دلیل هم اخذ مالیات در بودجه، بیشتر شده است. اما همین حجم اندک پول نفت هم که با ضرب و زور فروش نفت با تخفیف بالا به چین به دست میآید در بودجه سالیانه کل کشور به مراکزی اختصاص مییابد که عملکرد آنها، یا شفاف نیست یا با انتقادات فراوانی مواجه است. حتی اگر از نهادهای مذهبی متعددی که خروجی آنها برای مردم آشکار نیست و در شرایط بحران اقتصادی هم همچنان بودجهها را میبلعند، بگذریم، نمیتوانیم از کنار همگان میدانند که مرجعیت رسانهای کشور از رسانههای رسمی و حکومتی به رسانههای غیردولتی و حتی رسانههای فارسیزبان خارج از کشور منتقل شده است. این، نتیجه عملکرد ضعیف رسانههای رسمی و حکومتی است که به بودجه کلان نفتی وصل هستند اما عملکردشان حاصل چندان مثبتی ندارد. در هفتههای اخیر که شاهد بروز اعتراضات متعددی در کشور بودیم، از صداوسیما تا خبرگزاریهای رسمی، عملکردی ضعیف از خود نشان دادند و با نمایش غیرواقعی از رخدادها، موجب شدند در روزهایی که اینترنت در تسخیر اندک سایتهای خبری داخلی بود، مردم رویدادها را از طریق ماهواره دنبال کنند.
بهعنوان نمونه صداوسیما بهعنوان تنها رسانه تصویری فراگیر کشور، در ایام اعتراضات، با نمایش تصاویری زنده از خیابانهایی که اعتراضاتی در کار نبود، میخواست اوضاع را آرام جلوه دهد اما چند روز بعد تصاویر تخریبها به تأسیسات شهری را نشان میداد و اعتراف میکرد که در همان شبها، اعتراضاتی جریان داشت که به کشته و زخمی شدن جمعی از مردم منجر شده است. چگونه انتظار داریم که مردم به این رسانه اعتماد کنند؟ عملکرد شبکه افق هم که این روزها انتقاد برانگیز شده و خشم عمومی و بهتبع آن برکناری مدیر این شبکه را در پی داشته همچون خبرگزاریهای نزدیک به همین طیف مدیریتی شبکه افق همچون فارس و تسنیم است که عملکردی فرسنگها دورتر از نیاز رسانهای و خبری و تحلیلی عامه مردم داشتهاند.
سؤال اساسی این است که چرا باید اندک پول نفتی که از پیچوخمهای تحریم به کشور میرسد، اینگونه در اختیار رسانههایی قرار گیرد که نهتنها قادر به جذب مخاطبان نیستند بلکه موجب سوق یافتن مردم به سمت رسانههای بیگانه میشوند؟ کسی به فکر ساماندهی تشکیلات عریض و طویل صداوسیما نیست که همچون چاه ویل، پول نفت و بودجه کشور را میبلعد بدون آنکه خروجی روشنی داشته باشد؟
بهعنوان نمونه صداوسیما بهعنوان تنها رسانه تصویری فراگیر کشور، در ایام اعتراضات، با نمایش تصاویری زنده از خیابانهایی که اعتراضاتی در کار نبود، میخواست اوضاع را آرام جلوه دهد اما چند روز بعد تصاویر تخریبها به تأسیسات شهری را نشان میداد و اعتراف میکرد که در همان شبها، اعتراضاتی جریان داشت که به کشته و زخمی شدن جمعی از مردم منجر شده است. چگونه انتظار داریم که مردم به این رسانه اعتماد کنند؟ عملکرد شبکه افق هم که این روزها انتقاد برانگیز شده و خشم عمومی و بهتبع آن برکناری مدیر این شبکه را در پی داشته همچون خبرگزاریهای نزدیک به همین طیف مدیریتی شبکه افق همچون فارس و تسنیم است که عملکردی فرسنگها دورتر از نیاز رسانهای و خبری و تحلیلی عامه مردم داشتهاند.
سؤال اساسی این است که چرا باید اندک پول نفتی که از پیچوخمهای تحریم به کشور میرسد، اینگونه در اختیار رسانههایی قرار گیرد که نهتنها قادر به جذب مخاطبان نیستند بلکه موجب سوق یافتن مردم به سمت رسانههای بیگانه میشوند؟ کسی به فکر ساماندهی تشکیلات عریض و طویل صداوسیما نیست که همچون چاه ویل، پول نفت و بودجه کشور را میبلعد بدون آنکه خروجی روشنی داشته باشد؟




