۳
plusresetminus
تاریخ انتشارپنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۳
کد مطلب : ۱۷۹۲۵۲
قسمت اول؛ هاشم اورعی در گفت‌وگو با «نفت ما» از فشار ایالات‌متحده بر اژدهای سرخ با حمله به ایران خبر می‌دهد

شگرد چین برای فرار از زیر فشار آمریکا

شکوفه حبیب‌زاده / نفت ما
با افزایش تنش‌ها در خاورمیانه، جهان انرژی «برای همیشه» متحول شد. این را هاشم اورعی، استادتمام دانشگاه شریف در گفت‌وگو با «نفت ما» می‌گوید. اورعی در این گفت‌وگو بر تغییر منبع انرژی کشورهای در حال توسعه و پیشرفته از انرژی‌های فسیلی به انرژی‌های تجدیدپذیر با سرعتی هرچه بیشتر خبر می‌دهد و می‌گوید از دست رفتن امنیت انرژی در تنگه هرمز، سبب می‌شود که هیچ کشوری دیگر به عبور از تنگه هرمز خوش‌بین نباشد و به فکر جایگزینی برای مسیر در وهله اول و منبع انرژی در وهله دوم باشد.
شگرد چین برای فرار از زیر فشار آمریکا
به گزارش نفت ما، او با اشاره به هدف اصلی آمریکا برای حمله به ایران می‌گوید: «آمریکا به‌شدت دنبال آن است که بر منابع انرژي جهان تسلط پیدا کند؛ تسلط نه به‌معنای مالکیت، بلکه با محور کنترل منابع انرژی در جهان که اکنون این کنترل را در اختیار دارد، مگر بر دو کشور، روسیه و ایران. بنابراین مهم‌ترین دلیل حمله آمریکا، نه انرژی هسته‌ای و توان موشکی ایران، بلکه کنترل منابع انرژی برای کاهش نفوذ چین در منطقه است.» اما چین هم بیکار نمی‌ماند و برای فرار از زیر فشار آمریکا، شگرد خاص خود یعنی افزایش بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر را در دستور کار قرار می‌دهد.
در این گفت‌وگو آثار کوتاه‌مدت و بلندمدت تنش‌های گسترده در خاورمیانه و تأثیر آن در بازار‌های نفت و فرآورده‌های آن در گفت‌وگو مورد بررسی قرار می‌گیرد.
 
باتوجه به تنش‌های گسترده در خاورمیانه و تأثیر آن در بازار‌های نفت و فرآورده‌های آن، چقدر محتمل است که جهان به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر حرکت کند؟

با افزایش تنش‌ها در خاورمیانه، جهان انرژی «برای همیشه» متحول شد. این تأثیرات را باید از دو منظر کوتاه‌مدت و بلندمدت مورد بررسی قرار داد. از استخراج در سمت تولیدکننده تا انتقال به مصرف‌کننده مهم‌ترین عامل کلیدی، امنیت انرژی است. ازطرفی دیگر توسعه اقتصادی کشورها که مهم‌ترین مسئله در هر کشوری محسوب می‌شود، به‌شدت وابسته به انرژي است. در کشورهای غربی به‌عنوان کشورهای پیشرفته، رشد اقتصادی حدودا بین دو تا سه‌درصد است، اما در کشورهای در حال توسعه مثل چین و هند، رشد اقتصادی بین شش تا هفت‌درصد است و می‌دانیم که رشد اقتصادی کاملا وابسته به انرژی است.
برای کشورهای پیشرفته برخورداری از انرژی فسیلی شاید آنقدر مهم نباشد که برای کشورهایی با رشد بالا اهمیت دارد. در واقع برای کشوری مانند چین و هند که می‌خواهند جایگاه خود را در عرصه بین‌المللی حفظ کنند یا بهبود دهند، انرژی حیاتی محسوب می‌شود. به‌عنوان مثال هند اقتصاد پنجم جهان بود و حدود دوماه پیش به دلیل رشد اقتصادی بالا، از ژاپن جلو زد و به جایگاه چهارم رسید و اگر همین منوال را ادامه دهد، در دو تا سه‌ماه آینده، تولید ناخالص ملی این کشور از آلمان نیز پیشی گرفته و جایگاه هند به اقتصاد سوم جهان ارتقا پیدا می‌کند. به بیانی دیگر رشد اقتصادی هند و چین برای آنکه جایگاه اقتصادی خود را ارتقا دهند، به سوخت فسیلی گره خورده است و این درحال است که هر دو کشور یا سوخت فسیلی ندارند، یا میزان دارایی انرژی فسیلی آنها بسیار اندک است.
بنابراین پیش‌شرط توسعه قابل‌توجه کشورهای در حال توسعه مانند هند و چین، تأمین امنیت انرژی است. اما اکنون شاهد هستیم که در خاورمیانه، تقریبا هیچ تولیدکننده‌ای نمی‌تواند به قاطعیت اعلام کند که می‌تواند هر زمان به هر میزان، سوخت فسیلی را به دست مصرف‌کننده برساند.
ازسویی باتوجه به اینکه جهان در گذار انرژی، با افزایش عمق نفوذ برق روبروست، پیش‌شرط تداوم توسعه این کشورها، تأمین برق به میزان مورد نیاز است. راهکارهای تولید برق، یکی ازطریق سوخت فسیلی است که اکنون امنیت ندارد و با ریسک بالایی همراه است و راهکار دوم، استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر است. درنتیجه در کوتاه‌مدت، کشورها به‌ویژه کشورهای در حال توسعه، تمرکز و اهمیت توسعه هرچه سریع‌تر انرژی‌های تجدیدپذیر را در اولویت قرار می‌دهند.

در بلندمدت آیا بار دیگر شاهد روی آوردن این کشورها به انرژی فسیلی خواهیم بود؟

در بلندمدت، امنیت انرژی جای خود را به عامل ژئوپلیتیکی می‌دهد. آمریکا رسما اعلام کرده که اولویت این کشور در صحنه دیپلماسی بین‌المللی و ژئوپلیتیک، جلوگیری از توسعه چین است. برای این کار، آمریکا به‌شدت دنبال آن است که بر منابع انرژي جهان تسلط پیدا کند؛ تسلط نه به‌معنای مالکیت، بلکه با محور کنترل منابع انرژی در جهان که اکنون این کنترل را در اختیار دارد، مگر بر دو کشور، روسیه و ایران. بنابراین مهم‌ترین دلیل حمله آمریکا، نه انرژی هسته‌ای و توان موشکی ایران، بلکه کنترل منابع انرژی برای کاهش نفوذ چین در منطقه است. آمریکا در برنامه‌ریزی خود با محور کنترل منابع انرژي ایران، در تلاش است که از این طریق، گلوی چین را فشار دهد و رتبه نخست جهان بود آمریکا را حفظ کند و نگذارد که چین به رتبه اول جهان نزدیک شود.
درسوی مقابل اگر چین و هند بخواهند جایگاه خود را حفظ کنند، باید به‌دنبال تأمین برق پایدار برای رسیدن به تداوم توسعه اقتصادی باشند و در این زمینه خود را مستقل کنند. بنابراین چنین کشورهایی که در برنامه‌های بلندمدت خود، توسعه اقتصادی شتابان را در دستور کار دارند، نمی‌توانند تأمین منابع انرژی خود را به‌جایی وابسته کنند که تحت کنترل آمریکا قرار دارد و باید به سمت خودکفایی انرژي و تمرکز بر انرژی‌های تجدیدپذیر حرکت کنند.
در جمع‌بندی، تحولات اخیر منطقه به‌شدت بر اهمیت و جایگاه انرژی‌های تجدیدپذیر تأثیر مثبت گذاشته و کشورهای در حال توسعه، هم در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت، چاره‌ای ندارند که تمرکز خود را بر انرژی‌های تجدیدپذیر افزایش داده و وابستگی‌شان را به سوخت‌های فسیلی کاهش دهند.

با این اوصاف، اگر چین به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر حرکت کند، هدف آمریکا مبنی بر تحت فشار قرار دادن چین میسر نمی‌شود...

چین تمرکز خود را بر انرژی تجدیدپذیر خواهد برد، اما بی‌نیاز از سوخت‌های فسیلی نمی‌شود. در وهله بعدی اگر آمریکا بخواهد بر چین فشار مضاعف وارد کند، باید هزینه بیشتری بگذارد. این را هم به یاد داشته باشیم که اقتصاد آمریکا نیز سخت به اقتصاد چین وابسته است. آمریکا نمی‌تواند فشار را تا اندازه‌ای افزایش دهد که فرضا کارخانه‌های چین تعطیل شوند، زیرا در این صورت بازار بزرگ آمریکا در چین از دست می‌رود. این دو به هم وابسته هستند، بنابراین آمریکا فشارهای تدریجی بر چین را در دستور کار قرار می‌دهد. اما اگر بخواهد تأمین سوخت فسیلی را به‌عنوان ابزاری برای فشار آوردن بر اقتصاد چین به کار بگیرد، چین هم در مقابل با افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر، این اقدام آمریکا را خنثی می‌کند. بنابراین کار آمریکا برای فشار بر اقتصاد چین در بلندمدت سخت‌تر می‌شود، زیرا آمریکا نمی‌تواند جلوی چین را برای حرکت به سوی انرژی‌های تجدیدپذیر بگیرد، اما در کوتاه‌مدت اقتصاد چین متأثر خواهد شد. این اتفاق در اروپا در مقابل روسیه هم رخ داد. پس از حمله روسیه به اوکراین، اروپا زمستان سختی را پشت سر گذاشت، اما به‌مرور زمان به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر حرکت کرد و نیاز خود به گاز روسیه را کاهش داد.

اگر آمریکا بر انرژی ایران کنترل پیدا کند، در آن‌صورت روسیه تک‌کشوری خواهد بود که آمریکا بر انرژی آن، کنترلی ندارد. این امر سبب افزایش قدرت روسیه نمی‌شود؟

این اتفاق همین اکنون هم رخ داده و بدون شک برنده تنش‌های اخیر در خاورمیانه روسیه بود، تا جایی که حتی این شک را دارم که برخی تصمیم‌های جمهوری‌اسلامی تحت نفوذ سیاسی روسیه بوده باشد، زیرا شاهد بودیم که وزارت خزانه‌داری آمریکا به‌طور موقت تحریم‌های روسیه را برداشت تا بازار انرژی را به تعادل برساند. در حال حاضر تا وقتی‌که شرایط کنونی برقرار باشد، روسیه برنده ماجرا خواهد بود. با این حال بدیهی است که آمریکا فشار بر چین را در اولویت کنترل بر روسیه قرار داده است.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی