موضوع استیضاح وزیر نفت در مجلس شورای اسلامی مطرح شده و تعدادی از نمایندگان در صدد افزایش امضاها هستند. محورهای متعددی برای این استیضاح مطرح شده که در نوع خود جالب است. بهعنوان مثال: عقب ماندن از برنامه هفتم توسعه/ فقدان برنامهریزی درست برای تأمین سوخت/ضعف دیپلماسی انرژی/عدم تأمین گاز مورد نیاز کشور و مصرف مازوت/ناتوانی در تحویل مناسب سوخت بهخصوص بنزین و گازوئیل/کاهش ذخیره گازوئیل کشور.
اولین سؤالی که نمایندگان طرفدار استیضاح وزیر نفت باید به آن پاسخ دهند این است که اگر استیضاح رأی آورد و وزیر نفت عوض شد، این مشکلات حل میشود؟ پرسش را اگر بخواهیم دقیقتر مطرح کنیم این است که چه میزان از مواردی که طرفداران استیضاح مطرح کردهاند مربوط به عملکرد وزیر است و چه میزان، حاصل شرایط کلی کشور؟ این که از اهداف برنامه هفتم توسعه دور ماندهایم دلیل اصلی آن تحریم و عدم امکان جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی است. بیش از بیست سال پیش قرار بود تولید نفت ایران به پنج میلیون بشکه در روز برسد اما هنوز زیر چهار میلیون تولید میکنیم. چرا؟ چون امکان جذب سرمایهگذاری خارجی و تکنولوژی جدید برای افزایش تولید از میادین جدید و افزایش ضریب برداشت از میادین فعلی را نداریم. دچار ناترازی گاز هستیم. چرا؟ چون میدان گازی پارس جنوبی دچار افت فشار شده و سکوهای فشارافزا را در شرایط تحریم نمیتوانیم تأمین کنیم تا افت تولید گاز جبران شود. تولید بنزین و گازوئیل کمتر از نیاز کشور است. چرا؟ چون به دلیل سیاستگذاریهای نادرستی که فراتر از وزارت نفت صورت میگیرد، مصرف روزبهروز بیشتر میشود اما امکان افزایش تولید وجود ندارد چون سرمایه در کشور برای احداث پالایشگاههای جدید کم است. در مورد تأمین سوخت و ذخیرهسازی برای زمستان هم آمار و ارقام حکایت از آن دارد که اوضاع بهمراتب بهتر از پارسال است که وزارت نفت دولت قبل، بدون ذخیرهسازی کافی، دست بعدیها را در پوست گردو گذاشت!
اینها به این معنا نیست که وزارت نفت بدون اشکال است. هر مجموعه ای نقاط ضعف و قوتی دارد. اما موضوع اساسی این است که چه میزان از همین مواردی که بر شمردیم به وزیر نفت ربط دارد و چه میزان به تحریم و سیاستگذاریهای بالادستی فراتر از وزارت نفت؟ هدف از این استیضاح، رفع چالشهاست یا سهم خواهی و امتیازگیری؟! اگر هدفشان مورد اول است که با استیضاح این وزیر کاری از پیش نمیرود و بهترین مدیر حوزه انرژی دنیا را هم که وزیر نفت ایران بگذارند تا وقتی تحریم هست و چالشهای فرادستی، حیطه اختیار وزارت نفت را محدود میکند تفاوت چندانی ایجاد نمیشود. اما اگر هدفشان مورد دوم است که ادامه دهند!
اولین سؤالی که نمایندگان طرفدار استیضاح وزیر نفت باید به آن پاسخ دهند این است که اگر استیضاح رأی آورد و وزیر نفت عوض شد، این مشکلات حل میشود؟ پرسش را اگر بخواهیم دقیقتر مطرح کنیم این است که چه میزان از مواردی که طرفداران استیضاح مطرح کردهاند مربوط به عملکرد وزیر است و چه میزان، حاصل شرایط کلی کشور؟ این که از اهداف برنامه هفتم توسعه دور ماندهایم دلیل اصلی آن تحریم و عدم امکان جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی است. بیش از بیست سال پیش قرار بود تولید نفت ایران به پنج میلیون بشکه در روز برسد اما هنوز زیر چهار میلیون تولید میکنیم. چرا؟ چون امکان جذب سرمایهگذاری خارجی و تکنولوژی جدید برای افزایش تولید از میادین جدید و افزایش ضریب برداشت از میادین فعلی را نداریم. دچار ناترازی گاز هستیم. چرا؟ چون میدان گازی پارس جنوبی دچار افت فشار شده و سکوهای فشارافزا را در شرایط تحریم نمیتوانیم تأمین کنیم تا افت تولید گاز جبران شود. تولید بنزین و گازوئیل کمتر از نیاز کشور است. چرا؟ چون به دلیل سیاستگذاریهای نادرستی که فراتر از وزارت نفت صورت میگیرد، مصرف روزبهروز بیشتر میشود اما امکان افزایش تولید وجود ندارد چون سرمایه در کشور برای احداث پالایشگاههای جدید کم است. در مورد تأمین سوخت و ذخیرهسازی برای زمستان هم آمار و ارقام حکایت از آن دارد که اوضاع بهمراتب بهتر از پارسال است که وزارت نفت دولت قبل، بدون ذخیرهسازی کافی، دست بعدیها را در پوست گردو گذاشت!
اینها به این معنا نیست که وزارت نفت بدون اشکال است. هر مجموعه ای نقاط ضعف و قوتی دارد. اما موضوع اساسی این است که چه میزان از همین مواردی که بر شمردیم به وزیر نفت ربط دارد و چه میزان به تحریم و سیاستگذاریهای بالادستی فراتر از وزارت نفت؟ هدف از این استیضاح، رفع چالشهاست یا سهم خواهی و امتیازگیری؟! اگر هدفشان مورد اول است که با استیضاح این وزیر کاری از پیش نمیرود و بهترین مدیر حوزه انرژی دنیا را هم که وزیر نفت ایران بگذارند تا وقتی تحریم هست و چالشهای فرادستی، حیطه اختیار وزارت نفت را محدود میکند تفاوت چندانی ایجاد نمیشود. اما اگر هدفشان مورد دوم است که ادامه دهند!

