۱
۱
plusresetminus
تاریخ انتشارشنبه ۲ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۶:۵۴
کد مطلب : ۱۲۱۱۷۷

راهكارهاي تحقق جهش اقتصادي در صنعت پتروشيمي

سید حسین میرافضلی مدیرعامل سابق پتروشیمی جم
عوامل متعددي در تحقق جهش اقتصادي در صنعت پتروشيمي نفش آفرين و تعيين كننده مي باشند اما 5 عاملي كه در طي مدت 12 ماه يا 15 ماه مي توانند منجر به جهش اقتصادي در اين صنعت عظيم شوند عبارتند از:
راهكارهاي تحقق جهش اقتصادي در صنعت پتروشيمي

1- تمركز بر اجراي پروژه هاي نيمه تمام كه امكان راه اندازي آنها طي 15 ماه آينده وجود دارد
پروژه هاي متعددي در سالهاي گذشته تعريف شده كه اكنون اين پروژه هاي صنعت پتروشيمي به 60 تا 90 درصد پيشرفت داشته اند و راه اندازي آنها گام هاي مهمي در ايجاد جهش در صنعت پتروشيمي مي باشد از جمله اين پروژه هاي مهم عبارتند از پالايشگاه بيد بلند 2 جهت تامين خوراك اتان ژتروشيمي گچساران و واحدهاي الفيني بندر امام ؛ اين پروژه مهم ملي در سال 99 قابل راه اندازي مي باشد، پتروشيمي گچساران با ظرفيت توليد بيش از يك ميليون تن اتيلن كه اگر تمركز شود تا 15 ماه آينده قابليت بهره برداري دارد، پروژه پتروشيمي لردگان با ظرفيت توليد يك ميليون تن اوره كه در صورت تمركز لازم  تا چند ماه آينده قابل بهره برداري خواهد بود، واحد الفين پتروشيمي ايلام كه در صورت تمركز تا چند ماه آينده به بهره برداري خواهد رسيد، پتروشيمي معظم بوشهر كه در صورت تمركز لازم تا 15 ماه آينده 3 واحد مهم آن به بهره برداري خواهند رسيد واحد متانول آن در شرف بهره برداري مي باشد، واحدهاي متانول كيمياي پارس، سبلان و دنا؛ سه واحد متانولي كه ظرفيت توليد هر كدام 1.650 ميليون تن متانول است در صورت تمركز لازم طي 15 ماه آينده هر سه واحد پتروشيمي به بهره برداري خواهند رسيد يكي از اين واحدها در مرحله بهره برداري قرار دارد و بزودي به بهره برداري خواهد رسيد.  پروژه متانول و آمونياك اوره چابهار كه تمركز روي راه اندازي آن از جهات مختلف داري اهميت است در صورت تمركز لازم اين پروژه ها طي 15 ماه آينده به بهره برداري خواهند رسيد. چندين پروژه مهم  توسعه اي و افزايش ظرفيت ديگر در منطقه عسلويه و بندر امام كه در صورت تمركز لازم همگي آنها به مرور طي 15 ماه آينده قابل راه اندازي مي باشند. با تمركز و پيگيري شبانه روزي و رفع موانع، و اختصاص منابع مالي مورد نياز همه پروزه هاي ياد شده تا اواخر سال جاري و بعضا تا خرداد سال 1400 راه اندازي خواهند شد.
 
 * راهكار جذب منابع مالي جهت اجراي سريع پروژه هاي بزرگ ياد شده:
 
پروژه هاي فوق اكثرا زير مجموعه هلدينگ خليج فارس و پتروفرهنگ و سازمان تامين اجتماعي نيروهاي مسلح مي باشند اين سه هلدينگ بزرگ داراي شركتهاي متعددي در بورس مي باشند برخي از شركتهاي زير مجموعه آنها نيز مي بايست در سال 99 وارد فرآيند عرضه سهام در بورس شوند لذا پيشنهاد مي شود در شرايط فعلي كه تحت شديدترين فشارهاي تحريمي قرار داريم هلدينگ هاي فوق حداقل 20 درصد سهام شركتهاي زير مجموعه را دربورس آزاد كنند به اين ترتيب منابع مالي مورد نياز جهت اجراي سريع پروژه هاي ذكر شده تامين خواهد شد و بخشي از نقدينگي سرگردان در جامعه كه از عوامل تورم است جمع آوري مي شود، كاهش تصدي گري دولت در معناي واقعي تحقق مي يابد و مزاياي متعدد ديگري نيز به دنبال دارد.
 
شايد لازم باشد دولت رسما هلدينگ هاي تحت پوشش صندوق هاي بازنشستگي را مكلف نمايد حداقل 20 درصد سهام شركتهاي تحت پوشش خود را از طريق فرآيند بورس به مردم واگذار نمايند و دولت نيز با تمام توان از شركتهاي بورسي حمايت نمايد و مجلس محترم نيز در وضع هر نوع قانوني حمايت از شركتهاي بورسي را در محور برنامه هاي خود قرار دهد.
 
 
 
2- رفع موانع و مشكلات فني، بازار يابي و فروش، تامين خوراك و ساير مشكلات جهت توليد واحدهاي موجود با حداكثر ظرفيت و حتي توليد 110 يا 120 درصد ظرفيت اسمي
 
در مجموع واحدهاي پتروشيمي كشور با ظرفيت حدود 90 درصد توليد مي كنند كل ظرفيت نصب شده پتروشيمي حدود 66 ميليون تن است چنانچه ده درصد به اين ظرفيت اضافه شود به مفهوم افزايش توليد 6.6 ميليون تن است.  حجم سرمايه گذاري مورد نياز براي احداث واحدهاي پتروشيمي با ظرفيت توليد 6.6 ميليون تن محصولات متنوع بين 3 تا 4 ميليارد دلار خواهد بود اما براي افزايش 6.6 ميليون تن به ظرفيت توليد واحد هاي موجود به يك دهم اين سرمايه نياز خواهد بود بسياري از پروژه هاي افزايش ظرفيت نياز به سرمايه گذاري چنداني ندارد و با چند پروژه اصلاحي و مطالعاتي و پژوهشي مي توان با هزينه كم اصلاحاتي انجام داد كه ظرفيت توليد را در حد قابل توجهي افزايش مي دهد.  از جمله راهكارهاي افزايش ظرفيت توليد واحدهاي موجود عبارتند از:
 
- شناسايي همه تنگناهاي افزايش ظرفيت و تعريف پروژه هاي اصلاحي لازم براي رفع تك تك اين موانع با كمك شركت هاي مشاور با تجربه داخلي و خارجي
- استفاده از كاتاليست هاي نسل جديد خصوصا در واحدهاي پليمري و واحد هاي توليد كننده آمونياك و متانول
- اضافه نمودن  برخي تجهيزات و ماشين آلات يا پكيج هاي جديد جهت بر طرف كردن تنگناهاي افزاش ظرفيت. به عنوان نمونه اضافه كردن كوره در واحدهاي الفيني و آمونياك و متانول مشروط به اينكه تنگناهاي بعد از كوره نيز با افزايش ظرفيت تاورها، كمپرسورها و ساير موانع رفع شوند حتي ممكن است براي برخي واحدهاي الفيني با اضافه نمودن كمپرسور كمكي بخشي از مشكلات حل شوند.
- افزايش ضريب تبديل يا كانورژن در كوره هاي واحدهاي الفيني، آمونياك و متانول با بهره گيري از آخرين دستاوردهاي علمي جهاني و كمك واحدهاي R&D  مثلا مي توان در كوره هاي واحدهاي ياد شده ميزان با انجام اصلاحات و تغييراتي درصد تبديل خوراك ورودي به محصولات هدف را افزايش داد. يكي از روش ها يافتن دماي مناسب متناسب با شرايط خوراك ورودي است،  تنظيم خوراك ورودي بگونه اي كه با آن بتوان بشترين محصولات هدف را توليد نمود و كار روي زمان ماند خوراك داخل كوره و كار روي موادي كه همراه خوراك وارد كويل هاي كوره ها مي شوند و موارد متعدد ديگر
- به حداقل رساندن زمان تعميرات سالانه و شناسايي مواردي كه طي سالهاي گذشته  منجر به توقف توليد يا كاهش توليد شده بودند و تعريف پروژه جهت رفع تك تك اين موانع و در كنار آن تقويت تيم تعمير و نگهداري واحد هاي پتروشيمي كه از اهميت ويژه اي برخوردار است.
شركتها مي بايست متناسب با نياز خوب نيروهاي  طراز اول كشور خصوصا در رشته هاي مكانيك و برق در گرايش هاي مختلف با بالاترين ضريب هوش، خلاقيت، ميزان پشتكار و جسارت هاي لازم را براي تقويت واحد تعميرات جذب نمايند و به نيروهاي موجود قناعت نكنند به هيچ وجه نبايد اجازه داده شود در جذب نيروهاي متخصص تعصب هاي محلي و فشارهاي سياسيون دخالت داشته باشد اين ظلم هاي نا بخشودني خسارت هاي جبران ناپذيري به صنعت پتروشيمي كشو تحميل نموده و بهرطريق ممكن بايد جلو آن گرفته شود. يك اشتباه كوچك توسط شخص با ضريب هوشي و استعداد يادگيري كم عواقب مالي و جاني جبران ناپذيري به دنبال دارد لدا در جذب نيرو در اين صنعت حساس خصوصا براي واحدهاي تخصصي نبايد اجازه دخالت سياسيون داده شود.
هزينه اي كه براي حقوق و مزاياي نيروهاي نخبه جذب شده براي واحد تعميرات مي شود در مقابل كاهش هزينه هاي يك سال هم قابل مقايسه نيست. اين نخبگان كه در مدت كوتاهي به خبرگان و سرمايه هاي اصلي شركت تبديل مي شوند مي توانند با تعميرات به موقع حين توليد ياكوتاه كردن زمان تعميرات در مواقع توقف توليد منافع كلاني را نصيب شركت نمايند و از خسارت هاي كلاني جلوگيري كنند.  در كنار واحد تعميرات واحد بهره برداري كه سكاندار توليد است و در اصل رانندگي در دستان آنهاست نيز اهميت ويژه اي دارد يك خطاب كوچك متخصصين بهره برداري منجر به توقف توليد يا كاهش توليد خواهد شد لذا ترديدي نيست كه پرسنل بهره برداري خصوصا بردمن ها بايد افراد با هوش و پشتكار بالا، صبور و با قابليت عكس العمل سريع دقيق و به موقع باشند. سر ريز نيروهاي خوب بهره برداري و تعميرات  شاكله واحد خدمات فني را تشكيل مي دهند و معمولا افراد با تجربه از دو واحد ياد شده پس از كسب سالها تجربه به واحد خدمات فني منتقل مي شوند لذا تقويت واحد خدمات فني در گروه تقويت واحدهاي تعميرات و بهره برداري است.
باداشتن واحدهاي خدمات فني، بهره برداري و تعميرات قوي و خبره  توقفات توليد به حداقل خواهد رسيد و شركتها قادر خواهند بود با ظرفيت هاي بالاتري توليد كنند.
3- حمايت از واحدهاي تحقيق و توسعه(R&D)شركتهاي فعال موجود با هدف توليد محصولات جديد و با ارزش افزوده بالا
4- ايجاد مشوق هاي لازم و رفع موانع واحدهاي پائين دست صنعت پتروشيمي فعال به هدف توليد با حداكثر ظرفيت ممكن و تصويب مشوق هاي لازم جهت احداث واحد هاي پايين دست صنعت پتروشيمي  كه از بازار مناسب داخل و صادراتي برخوردار مي باشند.
5- خريداري سهام يا مشاركت با واحدهاي پتروشيمي نيمه فعال در ساير كشورها كه با خريد آنها بتوان با استفاده از ظرفيت هاي خوراك، بازار و توان فني آنها را به حداكثر ظرفيت توليد رسانيد
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

طالب نژاد
مقاله ای خوب و حاصل تجربه مدیریتی اقای میرافضلی است
با تشکر از ایشان و نفت ما