۰
۶
plusresetminus
تاریخ انتشارسه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۸
کد مطلب : ۵۱۳۴۴

حق الناس در نفت جنوب!

آرش کریمی زاد
ظرف سه هفته گذشته از سوی پاره ای از رسانه های استان خوزستان جو بسیار سنگینی بر مجموعه اداری شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب سایه انداخته بود که در نوع خود و در طول سالهای اخیر کم نظیر بود.این جو سنگین با تکیه بر مطالبات قدیمی و بومی مردم منطقه، خواسته یا ناخواسته با طرح پرسش هایی اساسی عملا سفر اخیر هیات دولت به خوزستان را تحت الشعاع قرار داد.سفری که ابتدا قرار بود در دو روز به انجام برسد اما با یک چرخش منجر به افتتاح ویدئویی برخی پروژه های وزارت نفت در ماهشهر شد و به یک روز ختم گردید.
حق الناس در نفت جنوب!
به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ،در واقع عکس العمل یادشده نشان داد که این زخم کهنه مردم بومی جنوب در استیفای حقوق خویش از شبکه نفت روز بروز با مدیریت موجود در این منطقه زاویه می یابد.چنین واقعیتی مبین این است که مدیریت در این بخش از اقتصاد منطقه فاقد کاریزمای لازم برای هدایت این مجموعه گسترده است.اینکه طی دو ماه اخیر وزیر نفت مجبور بشود خود به منطقه وارد شود و به بستر سازی لازم جهت توجیه زیرمجموعه و در عین حال سخنرانی و التیام بخشیدن به زخم بومی مردم بپردازد نشان می دهد که مشکلات مدیریتی نفت جنوب در دو جناح در حال توسعه است.از یک سو فشار بدنه برای دگرگونی در کادرهای اداری بویژه بواسطه کهولت سن مدیرعامل و عدم توانایی لازم در نظارت بر سازمان عریض و طویل با بروکراسی پیچیده و تودرتو واز سوی دیگر و همزمان افزایش سطح توقع وزارتخانه برای افزایش قدرت بهره برداری فنی . حال اگر این توقعات داخلی سیستم نفت جنوب را در کنار مطالبات عمومی و صدساله مردم منطقه قرار دهیم در خواهیم یافت که بیژن زنگنه چگونه است که ظرف دوماه گذشته چرخشی معنادار در ادبیات خویش نسبت به مردم خوزستان و مسئولیتهای اجتماعی و به عبارتی حق الناس یافته است. زنگنه در سفر دوماه پیش خویش با ادبیاتی تهاجمی نسبت به مدیرکل سازمان حفاظت محیط زیست خوزستان  از اینکه زیر بار مسئولیت در برابر خشک شدن هورالعظیم و پدیده ریزگردهای سالهای اخیر که عموما ناشی از فعالیتهای اکتشاف و استخراج مجموعه نفت جنوب است،شانه خالی نموده و گفت:«تالاب هورالعظیم را من نباید احیا کنم.شما بروید یقه کسی که این تالاب را خشک کرد، بگیرید – خبرگزاری مهر/8شهریور95 ».وی همچنین در رابطه با آلودگی های پتروشیمی های خوزستان می گوید:« درمورد آلودگی هایی که از فعالیت پتروشیمی دراستان ایجاد می شود ،این موضوع به وزارت نفت ارتباطی ندارد-خبرگزاری مهر/8شهریور95». این جملات را اگر در برابر جملات اخیر رئیس جمهور مبنی بر اینکه:«چهره یک منطقه نفتی باید چهره رحمت و نه چهره خشونت برای آن منطقه باشد. جایی که چهره تولید نفت تنها دود و دم و اشتعال گاز باشد، این چهره خشن صنعت نفت است. این در حالی است که ما میخواهیم ورود نفت به یک منطقه در آسفالت خیابان ها، ساختن بیمارستان ها و راه اندازی آموزشگاه های فنی و حرفهای باشد باید نفت، محیطزیست را سالم و شرایط زندگی مردم را بهبود ببخشد . امروز در مناطق نفتی اولویت با ساکنان همان مناطق است و باید حتی الامکان از وجود آنها استفاده کرد و جوانان این مناطق باید در اولویت اشتغال باشند – خبرگزاری مهر -23 آبان 95 »،قرار دهیم ، هر صاحب اندیشه ای در خواهد یافت که اختلاف نگرش های حقوقدانی مثل حسن روحانی با دیدگاه یک تکنوکرات خسته و بازنشسته نشده تا چه میزان فاصله دارد.بی تردید حقوقدانی که از بیرون و منصفانه و منطقی به حقوق مردم می نگرد به طریق اولی با حقوقدانانی که در چهارچوبه کارمندی در زیر مجموعه نفت تنفس می کنند می توانند نگرش هایی کاملا متضاد از حقوق مردم را به تفسیر درآورند. در پناه همین نگاه مثبت رئیس جمهور است که سرانجام وزیر نفت از ادبیات تهاجمی خویش نسبت به سازمان های مدافع حقوق عمومی مثل سازمان حفاظت محیط زیست عقب نشینی نموده و مجبور می شود در آخرین نطق خویش در خوزستان بگوید:«در کنار تولید نفت یک مدل جدید سازگاری با محیط زیست و ارتباط درست با مردم اطراف مناطق نفتی را داریم که بزودی عملیاتی می شود –ایرنا24 آبان95» حال اگر این جملات را در این مقطع از زبان جناب وزیر نفت بپذیریم می توان به اعترافی صریح در این واژه ها از زبان وی صحه گذاشت که زنگنه پذیرفته است که تاکنون ارتباط درستی با مردم اطراف مناطق نفتی جنوب نداشته است .بنابراین حق الناس بر ذمه وی و همکاران همراستای او در تفسیر حقوق مردم منطقه ،باقی مانده است. بویژه اینکه وزیر نفت در یک گفتگوی خویش در سفر پیشین تاکید نموده:«از زمان تصدی در این پست بالاترین اختیارات را به مناطق نفتخیز دادم....تا قبل از این تفویض اختیارات آنها مانند یک اداره کل بودند ولی بعد حتی زیر مجموعه هم پیدا کردند – خبرگزاری مهر-8شهریور95». از این جهت می توان دریافت که با وجود قدرت کافی و وافی در نزد مدیریت عامل مناطق نفت خیز جنوب حال جای سوالات بسیاری باقی می ماند که چرا این مدیر بومی متوجه حقوق گسترده مردم برای بهره مندی از شرایطی سالم نشده و نسبت به حق الناس بی توجهی نموده است؟ بنظر می رسد تفاوت های نگرش حقوقی، زاویه های معناداری میان حسن روحانی و زنگنه را ایجاد نموده و تبلور آن را در رفتار مدیر شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب نیز می توان دریافت.مدیری که برای بار دوم و پس از یکبار بازنشستگی احترام آمیز یقینا دیگر توانی برای ساماندهی سازمان فربه شده نفت در جنوب کشور را نخواهد داشت.سازمانی که بنظر می رسد خستگی از تار و پود آن جاری است و در صورت نظارت و بازرسی کافی می توان به کنه بسیاری از ناگفته ها دست یافت.    
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

علی کرانی
اگر گوش شنوا باشد باید هم وزیر نفت بداند قرار نیست بخشی از سلامت مردم را به واسطه استخراج نفت بگیرند و از همه مهمتر که فریاد بزنند ما میبریم و حق اعتراض هم ندارید و قت آن رسیده که دولت محترم بدانند اگر نماینده ایی هم با علم به موقعییت نفت در استان نظر و یا پیشنهادی هم میدهد به ان احترام بگذارند و مدیران بازنشسته بومی هم اگر قرار است در استان فعالیت کنند به پاس بومی بودنشان برای فرزندان خودشان هم که شده اجازه ندهند حقوق استخراج نفت در منازال مردم نادیده گرفته شود مطلبی که در حال حاضر به فراموشی سپرده شده است
امیر سامانی
تحلیل واقع بینانه ای از شرایط جنوب مظلوم کشور است.متاسفانه چه باید کرد که مسئولین نمیتوانند واقعیتها را مثل مردم و از درون آنها ببینند.تاسف بارتر مسئول بومی است که به مدیریت در منطقه جنوب یعنی زادگاه خویش رسیده اما وی نیز از بالا واقعیت را می بیند.گوئی وی همان بالا قرار است بماند.مناسبات حاکم بر شرکت ملی مناطق جنوب سالیان درازی است که فرصتها را راز پائئن دستی ها گرفته و در درون شالوده هائی تنگ و همان بالا باقی گذاشته است بگونه ای هر فریادی فقط میتواند سیستم موجود را بلرزاند و ترکی در آن ایجاد نماید.اما حیف و صداقسوس که پس از چندی دوباره همین مناسبات تداوم می یابند.این واقعیت تلخ را در توزیع پیمانها نیز میتوان رصد نمود.کافی است اراده ای باشد تا بتواند به برخی فسادها ناخنک بزند یقینا فسیل هلئی از زیر خاک این شرکت بیرون میزند.در هر صورت از نگارنده این تحلیل سپاسگزارم و به سایت نفت ما بابت انتشار آن تبریک میگویم.
شهنی
سلام
درود فر نویسنده مطلب که بخشی از واقعیات حوادث چند روز اخیر را با قلم شیوا به تصویر کشاند،متاسفانه مدیریت هزارفامیل در مناطق نفت خیز جنوب حقيقي است که نمی توان از کنار آن به سادگی عبورنمود
امیر سامانی
تحلیل واقع بینانه ای از شرایط جنوب مظلوم کشور است.متاسفانه چه باید کرد که مسئولین نمیتوانند واقعیتها را مثل مردم و از درون آنها ببینند.تاسف بارتر مسئول بومی است که به مدیریت در منطقه جنوب یعنی زادگاه خویش رسیده اما وی نیز از بالا واقعیت را می بیند.گوئی وی همان بالا قرار است بماند.مناسبات حاکم بر شرکت ملی مناطق جنوب سالیان درازی است که فرصتها را راز پائئن دستی ها گرفته و در درون شالوده هائی تنگ و همان بالا باقی گذاشته است بگونه ای هر فریادی فقط میتواند سیستم موجود را بلرزاند و ترکی در آن ایجاد نماید.اما حیف و صداقسوس که پس از چندی دوباره همین مناسبات تداوم می یابند.این واقعیت تلخ را در توزیع پیمانها نیز میتوان رصد نمود.کافی است اراده ای باشد تا بتواند به برخی فسادها ناخنک بزند یقینا فسیل هلئی از زیر خاک این شرکت بیرون میزند.در هر صورت از نگارنده این تحلیل سپاسگزارم و به سایت نفت ما بابت انتشار آن تبریک میگویم.
...چه میگویید؟! چندین بار در این مقاله عنوان کردید که ....................نمیتواند این شرکت را مدیریت کند ولی حتی نمیتوانید یک مورد از این سوء مدیریت را در سابقه سراسر افتخاره ............................. نام ببرید! وی همان ............... که چند ماه پیش تولید مناطق نفتخیز جنوب را در طول کمتر از ۳ ماه، یک میلیون بشکه افزایش داد... شما حتی نمیدانید یک میلیون بشکه، چه حجمی دارد! متأسفم برای قلمهای مسموم و مخرب شما...

پاسخ:
عالی محمودی
دوست ناشناس شما که یک میلیون بشکه را میشناسید لطفا بگویید مسجدسلیمان کجای نقشه ایران جای دارد؟
آنگاه درمیابید که فاصله یک میلیون بشکه تا وجدان جنابعالی معادل یک موئی از عدل و انصاف است .شما احتمالا در جائی مشغول بکارید که باید هم این نوع عینک را به چشم بزنید.
راهکار بهینه برای ساخت واحد سولفورزدایی در واحد‌های احیاء مستقیم
علی دیبایی/ مدیر فروش و بازاریابی شرکت گسترش فناوری خوارزمی
پایش وضعیت سلامت گیربکس با تحلیل سیال درون آن
مهندس علیرضا آمار محمدی/ کارشناس ارشد روانکارهاری خودرویی و صنعتی